شیدای بی همتا


شیدای بی همتا

perfect

hooooooooooooooooooora یه خاطره ی دیگه.....

سلام دوستای خوبم... این خاطره مربوط میشه به تقریبا یه هفته ی پیش....

20مهر/یکشنبه (یه روز قبل از عید غدیر )...

همونطور که خودتون میدونید رسمه که سیدای محترم به ماها عیدی بدن... بر طبق همین رسم شریف دوست بنده (رها جونی .. لینک وبلاگش تو پیوندام هست)برای بچه های کلاسمون آبنبات آورد....

 

زنگ آخر / کلاس شیمی

معلم محترمه اومد تو کلاس ..در همین حین رها خانوم یادش اومد که شیرینی ها رو پخش نکرده .. بسته ی شیرینی رو برداشت که بره پخش کنه بین بچه ها که دبیرمون بهش گفت نه میخوام درس بدم برو بشین...عااقا چشمتون روز بد نبینه...این دبیر شیمی ما یکی از اون دبیرای قهر قهرو و مغرور و ______(دیگه خودتون بهتر میدونید).....از اونجایی هم که خودتون بهتر اطلاع دارید..وقتی کسی شیرینی میبینه نمیتونه جلو خودشو بگیره که نخوره.دوستای منم از این قائده مثتثنی نبودن..

رها اومد سر جاش نشست ولی به همون دلیلی که بالا گفتم میز جلوییمون گفت دوتا شیرینی بدید فعلا ما بخوریم تا آخر زنگ که نمیشه صبر کرد...میز جلویی ،میز جلوییمون هم هوس شیرینی کرد و همینطوری یه ردیف دلشون شاد شد....ردیف وسط هم گفت نامردیه شما بخورید،ما نخوریم....و ریف آخر هم به همین ترتیب....خلاصه اینجوری بود که صدای دلنیشین خش خش پوست شکلاتا در تمام فضای کلاس طنین انداز شده بود و گوش دل و جان ما را نوازش میداد...دیگه خودتون تصور کنید دهنای بچه ها رو با یه آبنبات بزرگ در حال چرخش..       

دبیر بدبخت و بیچارمون هنوز مشغول درس دادن بود...من گفتم قهر قهرو و مغرور و ____ ولی نگفتم کر..پس صدای دلنشین خش خش رو شنید...الکی بهانه جور کرد و گفت من دیگه درس نمیدم بقیه اش با خودتون...

ما هم اصلا عصبانی نشدیم...بهش حق دادیم ( اینقد آدمای فهمیده ای هستیم ما...بعععله ) خوب طفلکی دلش آبنبات میخواست دیگه...ناراحت شد که اونو جلبک هم فرض نکردیم...شما هم درکش کنید یه کم...درررررررررررک

 

 

یا علی تا پستی دیگر.......

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 9:43 توسط sheyda| |
 ...

...

تو اگر ماندنی بودی با یکی از قبلی ها مانده بودی …
::
::
دیگر نه اشکهایم را خواهی دید
نه التماس هایم را
و نه احساسات این دل لعنتی را …
به جای آن احساسی که کشتی ، درختی از غرور کاشتم !
::
::
ﺟﺴﻤﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﮑﺎﺭ ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺫﻫﻨﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺠﺴﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﯾﺴﺖ !
::
::
بعضی از آدمهارا باید از دور دوست داشت ؛ نزدیکشان که میشوی بوی تعفن غرور آزارت میدهد ، شکسته میشوی و میرنجی و میگریزی !…
::
::
خسته شدم از آدمایی که موقع رفتن میگن : تو خیلی خوبی ! من لیاقت تو رو ندارم !
بی لیاقت های عزیز لطفا برای رفتن یه ذره خلاقیت به خرج بدین …
::
::
احترام گذاشتن به بعضیا ، مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !
::
::
هی لعنتی ، میخواهم توصیفت کنم :
خیاط نبودی اما خوب وصله های جور واجور به من زدی
آشپز نبودی اما چه آش چربی برایم پختی
کفاش نبودی اما چه به اندازه ، کفش رفتنم را دوختی
و من دیوانه نبودم …
::
::
انگار حرف “ر” اضافس !!!
به هر کس گفتم درکم کن ، دکم کرد …
::
::
خیالبافی ای بیش نبود آدم بودنت …
خودم را گول میزدم که در حد منی !
::
::
آنقدر زیبا عاشق او شده ای که آدم لذت می برد از این همه خیانت …
روزی هم اینگونه عاشق من بودی …
یادت هست لعنتی !؟!
::
::
بعضی ها خود را یکرنگ می پندارند ؛ آری که به راستی یک رنگند اما سپید را کافیست یکبار با منشور گذر زمان دیدشان تا فهمید که همه رنگهای عالم را بلدند !
::
::
ببین چقدر عمرم برایش کوتاه بود که به من میگفت : “گلـــم”
::
::
فهمیده ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات مثل عشق قیمت دارد !
تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد …
::
::
زیادی که خودتو دست پایین بگیری میفتی زیر پای کسی که یه روز به اوج رسوندیش !
::
::
یکی برای هر نفس حوایی دارد و دیگری هوایی برای نفس هایش ندارد !
::
::
دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !
ارزش “خاص بودن” را نداشت …
::
::
گفت دهانت بوی شیر میدهد و رفت …
به او بگویید حالا بوی دروغ میدهد ، برگرد !
::
::
خواستم بگویم به جهنم که رفتی دیدم واژه ی بهتری هم وجود دارد …
به همین روزهای من که رفتی …
::
::
خیابان چقدر سبز شده است از روزی که مرا کاشت و با دیگری رفت …
::
::
زخمی بود …
درمانش که کردم ، زخمیم کرد و رفت !
::
::
نترس حوا … سیب را با عشق گاز بزن !
آدم بی عشق ، لیاقت بهشت ندارد …
::
::
میدونی چیه رفیق ؟
اگه از زندگی کسی میری بیرون ، سعی کن کامل بری بیرون حتی پوست تخمه هاتم جمع کن با خودت ببر !
::
::
حس خوبیه … به خودت میای میبینی به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده دیگه نه نیازی داری نه احساسی ولی اون داره از بی تو بودن میمیره !
::
::
بغض ها را گاهى باید قورت داد ، عاشقانه ها را از پنجره تف کرد و درها را به روى همه بست …
گاهى هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد !
::
::
پشیمانند کفش هایم که این همه راه را ، راه آمدند با نیامدن هایت …
::
::
به گوش خدا برسانید آدم این حوا سالهاست که رفته است …
این حواى تنها را برگردان پیش خودت …
بهشتش را نمیخواهم ؛ به جهنمش هم راضىم ؛ هرجایى باشد جز این دنیا …
این دنیا زیادی بوى آدم گرفته است !
::
::
کاش حرف دلمو به چاه مستراح میگفتم اما به تو نه …
::
::
ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ : ﺭﻓﺘﯽ ؟ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺮﻭ ﻗﺎﻃﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﻧﺸﯽ !!!
::
::
باور کن من هرگز لایق دوستت دارم های تو نبودم ؛ ملتمسانه از تو میخواهم : دوستت دارم هایت را به کسی بگویی که لایق دروغهایت باشد …
::
::
گفتم بیا … گفت پاهایم یخ زده !
و من به پایش سوختم !!!
گرم شد …
رفت به سوی دیگری !
::
::
همیشه از این می ترسم که نکند جفت من با دیگری جفت شود و سهم من فقط جفتک باشد !
::
::
آهای گاو !!!
این انسانها چیزی از ما شدن نمیفهمند ، حالا تو هر روز هی بگو : ما… ما… ما…
::
::
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻤﻼﺗﺖ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ !!!
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﺨﺘﯽ ﺳﺖ ﺧﻠﻊ ﻣﻘﺎﻡ ﺷﺪﻥ ؛ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﺮﻓﯿﻊ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ …
::
::
من آغوشی کسی را دوست دارم که بوی بی کسی میدهد نه بوی هرکسی !
::
::
تنهایی تنبیهی است برای روزهای دوست داشتن تو …
::
::
آرام می روم ، آنچنان آرام که ندانی کِی رفته ام ! اما وقتی جای خالیِ مرا ببینی ، آنچنان سخت رفته ام که تمام عمر زمانِ رفتنم را فراموش نکنی !!!
::
::
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺍﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ به او ، ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ یک ﻗﺮﺹ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺸﯿﺪﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺁﺧﺮ ﺷﺒﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ !
::
::
قرار نیست منم دل یکی دیگه رو بسوزونم ، برعکس اونو اونقدرخوشبخت میکنم که به هر روزی که جای اون نیستی لعنت بفرستی عزیزم !
::
::
چقدر احمقانه است از یک قهوه تلخ انتظار فال شیرین داشتن !
مثل من که از تو انتظار عشق داشتم …
::
::
بر تخته ی سیاه زندگی چه خوب احتمالات و فرضیات را به من آموختی !!!
گفتی احتمال اینکه عاشقت بمانم کم است ، پس فرض کن رابطه ای در کار نبوده …

 

نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 11:57 توسط sheyda| |


سلام...

سال نو قشنگ همتون مبارک...

امیدوارم سالی پر از خوشبختی و سربلندی داشته باشید...!


****


حالا ما که هیچ !
اما امیدوارم عکس های شما توی سال جدید ۲ نفره باشه !
عیدت مبارک


****


این عید پر از عطر دل انگیز خـــداست
سرشار ترین آینه ی خــــاطره هاست
نوروز خوشت همیشه رنگین با عـشق
آراسـته با دلی که همراه خـــــداست


****


بـیامد شاهد شیرین نوروز / بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل / بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .



نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 15:55 توسط sheyda| |




تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!

_______

این که میگن خوشگلی وخوشتیپی دردسر داره، واقعا حقیقت داره. خواستم تجربه شخصیم رو گفته باشم!

_______

بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن نه اینکه سنگ باشن نه ریمل گروونه !

________

 خدا کنه تا بیشتر از 8 ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰ بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا … خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده

_______ 

بچه های دانشگا رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم. ردیف اول :حال به هم زن وسطی ها :یه سلام علیکی داریم ته کلاس :دمشون گرم. اونایی که اصن کلاس نمیان: اینا رفیقمن

________

 از لذایذ جدیدی که کشفش کردم : برق بره یه چسب برداری بری تو کوچه بری با چسب زنگ در خونه های مردم رو بچسبونی موقع برق اومدن یک عروسی در کوچه داشته باشید!!

________ 

رفیق داداشم رفته بود مصاحبه برای استخدام: + امسال سال چیه؟ - نهنگ + پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو

________ 

نمی دونم چه حکمتیه اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!

________

 شمام وقتی یه ادکلن گرون قیمت میخرین ، هربار که استفاده میکنین یه نگا بهش میندازین که یه وقت تموم نشه؟! یا من فقط اینجوریم!؟

________

یکی نیست به بعضیا بگه انقدر به اون تیپ و قیافت نناز ما به اون آدامس ۵۰ تومنیا هم میگیم شیـــــــــک !________ 

اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره ! لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه !

________

ملت چه بیکارن ! یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه… دیگه تماس نگرفت بعد چند روز اس داده : ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟

________

 با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی” بهت میگه “چلااااااا؟؟

________

 دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!

________

 کار از فرهنگ سازی گذشتهکاش منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !

________

 یکی از بهترین احساس های دنیا : از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بوده ولی ببینی که هنوز ۲ ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی … خداییش بد میگم !؟

________

 برنامه ریزى هاى من روى کاغذ ، شبیه برنامه ى روزانه ى مرحوم دکتر حسابیه ولى در عمل مثل کریم آقمنگل زندگى میکنم

________

 هیچ کس آدامس شیک رو واسۀ وجودش نمی خواد … سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !

________

در خونه رو میزدن! دختر داییم ۵ سالشه! جواب داد : کیه!؟ زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون! من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه! گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم

________

 خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی

_______

 !قدیما آیفون معمولی بود می گفتیم کیه ؟ طرف می گفت منم الان که تصویری شده هرکی زنگ میزنه ژست میگیره بعد زل میزنه به افق

_______  

دقت کردین بعضی وقتا تو آینه به خودتون نگا میکنین میبینین چقد خوشگلین، بعد با گوشی که از خودتون عکس میگیرین یعنی شبیه “......” میشه عکسه! )

 ________  

من تو مدرسه جز اونایی بودم که وقتی برق میرفت یا میومد، بانعره صلوات میفرستادم تا محض اینکه چند ثانیه هم ک شده وقت کلاسو بگیریم

 _______

 یه زمانی حاشیه دور فرش، جاده اتومبیل رانیمون بود!

 _______  

توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم… خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندا جنسیس داره بنده هم یک دسنگاه ماشین حساب دارم

 _______  

اینکه پدر پولداری نداری مقصر نیستی، ولی اگه پدر زن و پدر شوهر پولدار پیدا نکنی خودت مقصری!

 _______  

شخصیتی که هیچ وقت چهرش دیده نشد:... امروز”بازرس”از آموزش پرورش میاد……..بی انضباطی نبینما!!!!!!!! _______  

میگم تا حالا دقت کردین تو خونه یه سری وسایل هست که همیشه همه جا میبینیشون ؟ اما خدا اون روز رو نیاره که بهشون احتیاج پیدا کنی! یعنی کلا از چرخه هستی محو میشن!

 _______  

نمیدونم چه مواد شیمیایی داره قطرات بارون! به محض رسیدن به زمین اکثر تاکسی ها تبدیل به تاکسی دربست میشوند

 _______  

آهای حسود، دیگه نمی خوام کور بشی! گناه داری از خدا میخوام دو تا چشم اضافه بهِت بده که بیشتر بسوزی )

 _______

 شارژ ایرانسل میگیرم باهاتون تو بارون قدم میزنم

 _______

 دقت کردی هیچکس به سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن به فریاد آدم برسن!؟

 _______  

محبتت رو از کسی دریغ نکن ولی به قدری به کسی محبت کن که بعدا مجبور نشی ثابت کنی که خر نبودی!

 _______

 تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !!  

_______

 بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی

 _______

 بچگیا تفریحمون این بود که وقتی جوراب می پوشیدیم و پامو روی فرش می کشیدیم و به یه نفر دیگه دست میزدیم تا جرقه بزنه!

_______

 میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه …!

_______

دیشب اینترنتم قطع شد رفتم یه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم به نظر آدماى خوبى میان

_______

 یه حقیقتِ خیلی باحال : پسرا عاشق فوتبالن .. دخترا عاشق بازیکنای فوتبالن…!

______

خانم های عزیز لطفا جزوات را با خودکاری غیر از آبی ، مشکی و حداکثر قرمز ننویسید موقع کپی گرفتن ، بدجور میوفته ! در صورت تکرار این عمل جزوه اصلی از شما گرفته خواهد شد و کپی ها را تحویلتان خواهیم داد

 با تشکر ، جمعی از دانشجویانِ نمونه !

_______

 آقا تجربه ثابت کرده …! اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد !برید کنار دورشو خلوت کنین بزارین کارشو بکنهدیگه

_______

 دوران تلخ تموم شد. دیگه تحریم بی فایدس. سایپا ۲۰۱۳ پراید با شیشه عقب برقی. دیگه چی می خاین؟! خدایا مردم از خوشی  غربی ها دلشون خوشه که پورشه و ایفون ۵ می سازن

_______

معنی سیم کارت MTN

M:مملکت

T:تیلیفون

N:ندیدهیکجابخانید لطفا…!!:)))!

________

معنی کلمه LoveL : لیوان O : اُربیت (نوعی آدامس) V : ول کن بابا حال داری E : انرژی هسته ای حق مسلم ماست



نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 18:59 توسط sheyda| |


یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…

اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک

درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !

*****

 پیش از آن که با استاد مــَچ شوی /  لحظه ی امتحان دادنت ناگزیر می شود!

آی سرکوفت و ضد حال همیشگی /  ناگهان چقدر زود آخر ترم می شود!


sheydastar1.jpg

شیر یا خط دانشجویی :

اگه شیر اومد میخوابم !

اگر خط اومد فیلم میبینم !

اگه راست ایستاد درس میخونم !!

*****

قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند

بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !


sheydastar2.jpg

درس خواندن چقدر دلگیر است در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان زل زدن به کتاب بسته شده

******

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده


sheydastar3.jpg

راه مبارزه با خواب شب امتحان

استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین

نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان

بهره گیری از آب یخ

اقدام به خود زنی

****** 

توصیف شب امتحان

شبی که در آن  نسکافه و قهوه

از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند

شب ر ق ص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله

اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو


sheydastar4.jpg

تقلب چیست

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو

 ******

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !

(کی اس الیت)



امیدوارم همتون امتحاناتونو عـــــــــــالی بدین...و با لبخند از سر جلسه بیرون بیاید...!

سربلند و موفق باشید.....



نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1392ساعت 12:28 توسط sheyda| |

سلام 

میخوام با یه خاطره به روز بشم... گویا از خاطره هام خیلی خوشتون اومده...امیدوارم این یکی هم مورد پسند واقع بشه...

... شنبه 92.8.11 / ساعت 7 صبح...  :

هوا خیلی توووپ بود....ابری کامل ، گه گاهی هم دو قطره اشک میریخت...قرار بود امتحان عربی بدیم بعد از 3 هفته کنسل شدن .! ، همه بچه ها با کتاب عربی تو دست وارد مدرسه میشدن... برنامه ریخته بودیم که این بارم کنسلش کنیم... چون معتقد بودیم چه امتحان بدیم و چه ندیم هممون O میگیریم... آره.. ، به همین کله گنده ای...

خلاصه رفتیم تو کلاس و آماده ی صفر گرفت شده بودیم ، ساعت 8 شد ولی دبیر نیومد... همه دست به دعا برداشتیم که این دفعه هم نیاد و امتحان دوباره کنسل بشه ، ولی دست از قضا یه دفعه حضور منورشون وارد کلاس شد.. بازم ما استرس داشتیم ولی گفت دستگاه چاپ مدرسه خراب شده ، نیم ساعت درس میدم تا برگه رو ببرن بیرون براتون چاپ کنن....!

ما رو میگی.. دوباره دست به دعا شدیم... یعنی تو عمرمون به جز امتحان برای چیزه دیگه ای ایــــــــــنقدر دعا نکرده بودیم...خلاصه  بعد از نیم ساعت درس دادن معلم و چرت بچه ها برگه ها رسیدن....سوالات دو نفر کنار هم کاملا باهم متفاوت بود.... یعنی دمش گرم فکر همه جاشو کرده بود...به این میگن معلم روشن فکر....یاد بگیرید..!.سوال اول و دوم و سوم معنی بود همه تقربا نوشتیم ولی از 4 به بعد ____  من که فقط چرت و پرت نوشتم..بقیه هم همینطور...سر امتحان بچه ها باهم حرف میزدن ، دبیر کاریشون نداشت.. چون میدونست کسی بلد نیست که به اون یکی تقلب بده...

خلاصه ساعت 9 نوشته و ننوشته برگه هامونو دادیم تا راهی سینما بشیم...سر راه اتفاق خاصی نیوفتاد که ارزش گفتن داشته باشه ، پس بگذریم ...!.. طبق قرار قبلی میخواستیم * هیـــــــــــــــس(خفه شو) دخترا جیغ جیغ نمیکنند* و ببینیم ولی از شانش گند ما توقیفش کردن...از مجبوری پل چوبی رو دیدیم...راستشو بخواید زیاد جالب نبود منم زیاد تو بحر فیلم نبودم چون دوتا از دوستام مثل بادیگاردا یکی سمت راستم و اون یکی سمت چپم نشسته بود و هی این یکی پفک باز میکرد و هنوز تموم نشده اون یکی چیپس در میووردو به خوردم میداد ، بعضی وقتا هم فیلم رو زیر ذره بین نقد میبردیم و __ خلاصه خیلی فــــــــــاز داد...

وقتی فیلم تموم شد راهی مدرسه شدیم... سر راه با بچه ها دست به دست هم دادیم تا پرسش دینی رو کنسل کنیم و یه قرارایی گذاشیم که جلوتر میگم.....!

رسیدیم مردسه :

آروم آروم قدم برمیداشتیم...._به اندازه ی طول بدن مورچه_هممون طبق قراری که بسته بودیم به سمت آبخوری و wc رفتیم ساعت 11:30 بود ، قرار گذاشته بودیم ساعت 11:45 بریم سره کلاس !، چند دقیقه ی اول استتار کردیم تا دبیرا خدای نکرده نبینن و گیر ندن...وقتی اوضاع آرووم شد و عقربه ی ساعت حرکت کرد ، باید میرفتیم کلاس چون در غیر این صورت علاوه بر O پرسش یه غیبت غیر موجه هم میگرفتیم...بازم آرووم آرووم شروع به حرکت کردیم _ به اندازه ی عرض بدن مورچه _ از جلوی دفتر که حکم پل صراط رو داشت برامون ، رد شدیم و به راه پله رسیدیم ، بازم طبق برنامه یکی یکی از پله ها بالا رفتیم .. تقریبا 15 نفر بودیم ...خودتون حساب کنید که با اون قدمای آرووم و به نوبت چـــــــــقدر طول میکشید...در حال بالا رفتن از پله ها بودیم که یه دفعه یکی از دبیرامون از راه رسید ، با صدای نسبتا خشنی گفت شما مگه کلاس ندارید ؟! تو راهرو چیکار میکنید ؟!...

ما رو میگی .... بدون این که بهش نگاه کنیم اول تو افق محو شدیم و بعد به سرعت صوت از جلو چشاش فرار کردیم....خوشبختانه یا بد بختانه دبیرمون اصلا قصد نداشت بپرسه ما هم این همه زمان با ارزشمونو بیخودی هدر دادیم... ولی خداییش حال داددِدِدِهِـــِِه . نخندید..ما که علم غیب نداشتیم...!

امیدوارم خوشتون اومده باشه...هر روز عمرم پر از ماجراس ولی متاسفانه وقت نمیکنم براتون بنویسم..!

موفق و بدون غم باشید..

یا علی....



نوشته شده در جمعه یکم آذر 1392ساعت 20:17 توسط sheyda| |
سلام ای عاشقان اباعبدالله.....

امیدوارم عزاداریاتون مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه...

بچه ها من واقعا شرمندتونم....هر کاری کردم تا موزیکو عوض کنم و کلا دیزاینو عاشوورایی کنم ، نشد که نشد...بلاگفا هنگیده بود بدجووووووور.........!!!!!!!!     گفتم که بعدها گلگی نکنید....تقصیر خودم نبود وااااالـــــــا.....!!!!!!

 ****

فعلا موزیکو برداشتم...موفق شدم....!!!!!!....قالبو دیگه کاریش نداریم...باشه؟؟؟!!!!...لطفا گیر ندید این خودش مشکی پوشه..!

****

sheydastar.jpg


باز این چه شورش است که در خلق ادم است          با این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

باز این چه رستخیز اعظم است؟ کز زمین                 بی نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو                              کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می کند از مغرب افتاب                             کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست                           این رستخیز عام که نامش محرم است

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 19:41 توسط sheyda| |

sheydastar.jpg


توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه …!

تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 15:35 توسط sheyda| |

 آزرده نشو، رسم زمونه اینه             تنها میمونی ، سرنوشت تو همینه



                                 ************

  یکی هست ، تو قلبم ، که هر شب واسه اون مینویسم و اون خوابه . نمیخوام ، بدونه ، واسه اونه که قلب من اینقده بی تابه . یه کاغذ ، یه خودکار . دوباره شده همدم این دل دیوونه ، یه نامه که خیسه ، پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه.......

                                 ************

گریه کن ، تو میتونی   ... پیش اون نمیمونی ، اون دیگه رفته بسه تمومش کن ... گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته ، تو دل یکی دیگه نشسته تمومش کن ... چشم به راه نشین اینجا ، میمونی دیگه تنها ، گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه ... دست بکش دیگه از اون طفلکی ، دل داغون اون دیگه ، خوشه فکر نکن حالتو میدونه .....

تنها میمونی ، آخه اینو میدونی ، مثل اون پیدا نمیشه ، اشکات میریزه ، آخه اون واست عزیزه ، توی قلبـــته همیشه ... یادش میوفتی ، دلت آتیش میگیره ، میگی کاش برگرده پیشت ، راهی نداری ، تو باید طاقت بیاری ، آخه میدونی نمیشه .....

                                 ************

توجه کردید تنها خواننده ای که حرفــــٍٍ دلو میزنه ، پاشاییه ؟؟؟!!! خب از این به بعد توجه کنید و همه ی آهنگاشو گوش بدید... 


خدایا چنان کن سرانجام کار ، تو خشنود باشی و ما رستگار....


یا علی...

در پناه حق سربلند و بدون غم باشید.....

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 18:23 توسط sheyda| |

سلام به همگی

من دیگه میخوام درس بخونم.....شما هم همینکارو بکنید

اینترنت آب و نون نمیشه.....  

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 14:43 توسط sheyda| |